حدیث روز

خدا خرج‌ دنياى‌ شما را كفايت‌ كرده‌

بدانيد كه‌ خدا شما را بيهوده‌ نيافريده‌ و سر خود رها نكرده‌ ، مدت‌ عمر شما را معين‌ كرده‌ ، و روزى‌ شما را ميانتان‌ قسمت‌ كرده‌ ، تا هر خردمندى‌ اندازه‌ خود را بداند و بفهمد كه‌ هر چه‌ برايش‌ مقدر است‌ به‌ او مى‌رسد ، و هر چه‌ از او نيست‌ به‌ او نخواهد رسيد ، خدا خرج‌ دنياى‌ شما را كفايت‌ كرده‌ و شما را براى‌ پرستش‌

امام حسن مجتبی ع


خاطره

دوری از گناه

یکی از هم دوره ای های شهید بابایی در آمریکا میگفت: توی آمریکا دوره خلبانی می دیدیم؛ یه روزدیدم روی بولتن خبری پایگاه ( ریس ) مطالبی رو نوشته که نظر همه رو جلب کرده بود. مطلب هم این بود:
دانشجو بابایی ساعت 2 بعد از نیمه شب می دود تا شیطان را از خود دور کند!

شهید عباس بابایی


پیوند ها
آمار



منوی اصلی
یادگاری


جمعه 6 تیر 1390 - تعداد نمایش : 129




جيب‌ خشاب‌ يا شلو


شايعه‌ شده‌ بود كه‌ «گردان‌» امشب‌ رزم‌ دارد. حسين‌، جيب‌ خشاب‌ واسلحه‌اش‌ را بالاي‌ سرش‌ گذاشته‌ بود. خوشش‌ نمي‌آمد آنها را به‌ خود ببنددو بخوابد. ترجيح‌ مي‌داد كمي‌ ديرتر به‌ ستون‌ نيروها برسد ولي‌ اين‌ يكي‌ دوساعت‌ را راحت‌ بخوابد.

جيب‌ خشاب‌ او از نوع‌ سينه‌اي‌ بود كه‌ رنگ‌ سبزي‌ داشت‌ و مدل‌ جيب‌خشابهاي‌ غنيمتي‌ عراق‌ بود. اين‌ نوع‌ جيب‌ خشابها به‌ جلوي‌ سينه‌ بسته‌مي‌شوند و بندهاي‌ آن‌ را از پشت‌ گره‌ مي‌زنند.

نيمه‌هاي‌ شب‌، يكي‌ از نماز شب‌ خوانهاي‌ گردان‌، از حسينيه‌ مي‌آمد،شلوارش‌ را كه‌ شسته‌ و روي‌ بند خشك‌ شده‌ بود، بر داشت‌ و آمد داخل‌ اتاق‌.پتويش‌ را انداخت‌ كنار حسين‌ تا بخوابد. شلوارش‌ را قشنگ‌ تا كرد و چون‌بالاي‌ سر خودش‌ جا نبود، دست‌ بر قضا گذاشت‌ بالاي‌ سر حسين‌ و بي‌ خبراز همه‌ جا روي‌ جيب‌ خشاب‌ او.

ساعتي‌ بعد با شليك‌ گلوله‌، نيروها برخاستند و تجهيزات‌ بسته‌ پايين‌ساختمان‌ به‌ خط‌ شدند. هنگامي‌ كه‌ فرمانده‌ گردان‌ به‌ نيروها «بدو... بايست‌»مي‌داد، حسين‌ متوجه‌ شد چيزي‌ جلويش‌ تاب‌ مي‌خورد. بچه‌ها هم‌ متعجب‌مانده‌ بودند. كم‌ كم‌ خنده‌هاي‌ آرام‌ به‌ انفجاري‌ تبديل‌ شد. حسين‌ شلوار رابجاي‌ جيب‌ خشاب‌ برداشته‌ و پاچه‌هاي‌ آن‌ را دور گردنش‌ گره‌ زده‌ بود و اين‌سو و آن‌ سو مي‌دويد.